روزگار غريبي ايست نازنين

اينهم به سفارش برخي از دوستان عزيز
مخصوصا سركار خانم طاهري و باپوزش از تاخير در ارسال
شب در شهرهاي مختلف جهان
Night Lights of the city around the world
برزيل
پاريس 
آبشار نياگارا
تورنتو
لندن
سنگاپور
و اینم اصفهانس
![]() |
وااااااااي ... شرمنده! برقها رفته
۲تا ۳ ساعت دیگه بیایید البته قول نمی دم
گرصبرکنی زغوره حلوا سازیم
میم بده
خدایا:
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم ، بگذار آن را من خود انتخاب کنم اما آنچنان که تو دوست داری چگونه زیستن را تو به من بیاموز،چگونه مردن را خود خواهم آموخت .


يه روز بهم گفت: «ميخوام باهات دوست باشم؛ آخه ميدوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدمو گفتم: «آره ميدونم. فكر خوبيه.من هم خيلی تنهام». يه روز ديگه بهم گفت: «ميخوام تا ابد باهات بمونم؛ آخه ميدوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره ميدونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام». يه روز ديگه گفت: «ميخوام برم يه جاي دور، جايي كه هيچ مزاحمي نباشه. بعد كه همه چيز روبراه شد تو هم بيا. آخه ميدوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره ميدونم. فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام». يه روز تو نامهش نوشت: «من اينجا يه دوست پيدا كردم. آخه ميدوني؟ من اينجا خيلي تنهام». براش يه لبخند كشيدم و زيرش نوشتم: «آره ميدونم. فكر خوبيه.من هم خيلی تنهام». يه روز يه نامه نوشت و توش نوشت: «من قراره اينجا با اين دوستم تا ابد زندگي كنم. آخه ميدوني؟ من اينجا خيلي تنهام». براش يه لبخند كشيدم و زيرش نوشتم: «آره ميدونم. فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام».
حالا ديگه اون تنها نيست و من از اين بابت خيلی خوشحالم و چيزی که بيشتر خوشحالم می کنه اينه که نمی دونه من هنوز هم خيلي تنهام.

زندگی نیرنگ و دل نیرنگ و وجدانها دروغ
دوستیها ٬ عشقها ٬ مهر و محبتها دروغ انتهای عشق بی ریا ناکامی است من دروغ و تو دروغ ٬ عشق این دنیا دروغ

شايد اشتباهه اما عاشقا دروغ مي گن
آدماي مهربون و باوفا دروغ مي گن
اونا كه مي گن كه تا هميشه ديوونتن
بذا بي پرده بگم كه به شما دروغ مي گن
اونا كه مي آن به اين بهونه ها، كه اومدن
از توي شهر قشنگ قصه ها، دروغ مي گن
اونا كه فدات بشم تكيه كلامشون شده
به تموم آسمونا، به خدا دروغ مي گن
اونا كه با قسم و آيه مي خوان بهت بگن
تا قيامت نمي شن ازت جدا، دروغ مي گن
زمانی انسان بوده ايم !
پيوسته اين واژه را تکرار ميکنم
آری زمانی ما،من و تو - انسان بوده ايم
و عشق
:عشق را ديوانه وار دوست داشتيم
من، تو را و تو، من را . ما را چه شد؟
آن شهامت در کلمه دوستت دارم چه شد؟
آن همه مستی چه شد؟
خطا از من بود يا تو ؟
شايد هر دو شايد هيچ يک
تو خود بودی و من خود
و آموزگار عشق تو را درسی آموخت که من را نه
که عشق، بی خيانت مضحکه اي بيش نيست
و مرا نيز آموخت: که خيانت پيوسته به دنبال عشق است
و اکنون من
من که روزگاری از بر زبان آوردن ساختن واژه خيانت می ترسيدم
از خيانت تو بر خويشتن می بالم
چه اين خيانت بود که عشقم را به تو دو صد چندان کرد

چرا از من گذشتی خيلی ساده
تو که دونستی مرد پياده
جوونی شو پی عشق تو داده
شنيدم گفتی از عاشقی سيرم
نگفتی با خودت من يه وقت می ميرم
حالا حق دلو از کی بگيرم
چرا از من گذشتی بی تفاوت نه انگار عشقی بود نه روزگاری
نه پاييز و زمستون نه بهاری چجور دلت اومد تنهام بزاری
دير اومدی ای نازنين تموم شدن اشکای من
حقيقتو بهت بگم افتادی از چشای من
يه روزی عاشقت بودم دارو ندارم تو بودی
حالا ديگه اون روزا نيست برگرد برو هر جا بودی
اون شب آخر يادته چقدر بهت گفتم نرو
گفتم که نشکن اين دل از برگ گل نازک ترو
گفتم ورق دو رو داره
گفتم که لج بازی نکن
گفتم که بيچاره می شی با دل من بازی نکن
از اون بالا نگاه کردم زمين منو صدا ميکرد
يکی می گفت بپر پايين يکی تو قلبم جا می زد
وقت تموم کردن کارشهامت دل بريدن
خط کشيدن دور همون
به حس پرواز رسيدن
حالا بايد چه کار کنم خاطره هارو خط زدم
کاری که اينجا ندارم گذشته رو خوب بلدم
برای گريه کردنات يکی دو روزی کافيهسياه بپوش برای من اينم برايه قافيه
دست تو تو دست من بود
دلت امّا جای ديگه
تو خودت خبر نداری
امّا چشمات اينو ميگه
مدتی بود حس می کردم که دلت يه جا اسيره
پشت پا زدی به همه چیز کی واست جز من می ميره
تو ميگی يه وقتا گاهی
پيش مياد يه اشتباهی
نه ديگه،ديگه نميشه واسه تو نمونده راهی
ديگه ....................
من می میرم

توی تنهاییم جایی نمونده واسه تو
آخه عشق و سوزوندی ببین اشکای منو
نفس آخر ترانه هامو میخونم
توی دستات، عمر رفته دوست دارم های تورو
شعر لالایی رو سرودن واسه چشمای تو خوبه
ناز شبها رو کشیدن واسه رویای تو بوده
حالا که هر دومون میدونیم برگشتن محاله
زیر آسمون چشمات قدم زدن خیاله
دو تا دست منتظرن تا اونارو لمس کنی
دوتا گوش منتظرن تا یه اسمو صدا کنی
دو تا صندلی توی تنهایی خاک میخورن
دو تا اسم از دفتر خاطرات خط میخورن
دو تا عکس همدیگرو نگاه میکنن
دو تا دست بینشون فاصله وا میکنن
روزای خوبه با تو بودن کی میان
دستای خسته ی من دیگه تورو میخوان
این دوتایی که گفتم منو تو بودیم
یادته شبا که ستاره ها رو میشمردیم؟
یادته واسه تنهاییمون غصه میخوردیم؟
یادته هر دومون واسه هم میمردیم یادته؟
دستامون تو دستای همه اما توی خواب
از دوریه تو این دل دیگه نداره تاب
شب تاریک تک تک قدمامون و میشمرد
راستی این چیه رو قلبم؟ تو اونو واسم نوشتی
که واسه خاطر عشقم از همه هستی ت گذشتی
یعنی این بازم یه خوابه آخه تو پیشم نشستی
آخ چه رویای قشنگی
راستی این چیه رو قلبم؟ تو اونو واسم نوشتی
که واسه خاطر عشقم از همه هستی ت گذشتی
اما این بازم یه خوابه آخه تو پیشم نشستی
آخ چه رویای قشنگی، دست رو دست من گذاشتی
فکر میکردیم این کوچه ها تا خیابون بزرگ
منو تو رو تا آخر دنیا میبرد
حالا تو نیستی ببینی کسی به ما سر نمیزنه
تو خلوت غریب من پرنده پر نمیزنه
دیگه ستاره ای جرات چشمک نداره
بخواب ستاره، فانوس من هنوز بیداره
این منم که از هرچی نوره بیزاره
زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده و کوچک
آن هم از دست عزیزی
که تو دنیا را
جز برای او و جز با او نمی خواهی
من گمانم زندگی باید همین باشد...

گفتم نرو پرپر می شم
گفتی ميخوام رها باشم
گفتم آخه عاشق شدم
گفتی ميخوام تنها باشم
گفتم دلم گفتی بسوز
گفتم يه عمری باز هنوز
گفتم پس عمرم چی ميشه
گفتی هدر شد شب و روز
گفتم آخه داغون شدم
گفتی به من خوش ميگزره
گفتم بيا چشمام به تو
گفتی آخه کی مي خره
گفتم منو جنس ميبينی
گفتی آره بی قيمتی
گفتم يه روز کسی بودم
با من نکن بی حرمتی

ما که رفتیم ولی یادت باشه دیوونه بودیم
واسه تو یه عمر اسیر،تو کنج این خونه بودیم
ما که رفتیم تو بمون با هر کسی که دوسش داری
با اونی که پنهونی سر روی شونش میزاری
ما که رفتیم ولیکن قدرتو دونسته بودیم
بیشترم خواسته بودیم ولی نتونسته بودیم
ما که رفتیم تو برو دل بده دست دیگری
به قول حافظ ما هم داریم یه یاره سفری

هیچ کس لیاقت اشک های تورا ندارد
و کسی که چنین ارزشی دارد
باعث اشک ریختن تو نمی شود

يادته بهم می گفتی ديگه تنهات نمی ذارم
پای لحظه هات می شينم رو دلت پا نمی ذارم
همه حرفات دروغ بود اينو تو چشات نخوندم
منه ساده فکر می کردم قفل قلبتو شکوندم
کاش می دونستم نگاهت يه حرف عاشقا نست
شعر آشنايی ما پر بغض اين ترانست
حيف لحظه هاي خوبي كه براي تو گذاشتم
حيف غصه اي كه خوردم، چون ازت خبر نداشتم
حيف اون روزا كه كلي ناز چشماتو كشيدم
حيف شوقي كه تو گفتي داري اما من نديدم
حيف حرفاي قشنگي كه براي تو نوشتم
حيف رويام كه واسه تو از قشگياش گذشتم
حيف شبها كه نشستم با خيالت زير مهتاب
حيف وقتي كه تلف شد واسه ديدن تو، توي خواب
حيف با وفايي من، حيف عشق و اعتمادم
حيف اون دسته گلي كه، توي پاييز به تو دادم
حيف فرصتهاي نقرم، حيف عمرم و دقيقم
حيف هر چي به تو گفتم، راس راسي حيف سليقم
حيف اشكايي كه ريختم واسه تو دم سپيده
حيف احساس طلاييم، حيف اين عشق و عقيده
حيف شاديم توي روزي كه مي گن تولدت بود
حيف عاشقيم كه گفتي اولش كار خودت بود
حيف اون همه قسم ها كه به اسم تو نخوردم
حيف نازي كه كشيدم چون كه طاقت نياوردم
حيف اون كسي كه دائم عاشقم بود توي رويا
حيف كه تو از راه رسيدي اونو دادمش به دريا
حيف چيزي كه ندارم، حيف ذوقي كه نكردي
حيف گرماي دستم، كه سپردمش به سردي
حيف قلبم كه يه روزي دادمش دستت امانت
حيف اعتماد اون روز، حيف واژه خيانت
حيف اون شبي كه گفتم پيش تو كم ستاره
حيف اون حرفا كه گفتي، گفتم اشكالي نداره
حيف چشمايي كه گفتم، به تو با لباي خندون
حيف آرزوي ديدار، با تو بودن زير بارون
حيف هر چي كه سپردم، حيف هر چي كه نبودي
حيف تكليفم، بياو روشنش كن تو به زودي

روزي دروغ به حقيقت گفت : ميل داري با هم شنا کنيم ؟ حقيقت ساده لوح
پذيرفت و گول او را خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند . حقيقت لباسش را در
آورد .
دروغ حيله گر فوراً لباسهاي او را پوشيد . از
آن روز به بعد هميشه حقيقت عريان و زشت است و دروغ در لباس حقيقت زيبا و
فريبنده ...!

دوستت دارم شهنازم بخدا اینارو با تو نبودما فقط دلم گرفته بود
این بخش بخش تنهایی خودم بود
|
ها ها ها !!!! ديدار به سراي باقي... |
|
تحقيقات نشان داده كه فقط 20% مردها عقل دارند ....... 80% بقيه زن دارند !!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟ مردها بر اثر كمبود عاطفه ازدواج مي كنند مردها سه تا آرزو دارن : - بيشتر مردان موفقيت شون رو مديون زن اولشون هستند و مرد اولي : امان از دست اين زنها !؟ زنم تمام دارائيمو برداشت و رفت ! - زن به شوهر : من احمق بودم كه باهات ازدواج كردم ! فرق پير دختر با پير پسر: - يه ضرب المثل آموزنده هست كه مي گه : مرد به زن : عزيزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دين رو به زندگيم آوردي! * ازدواج مثل شهر محاصره شده است: کساني که داخل شهرند سعي دارند ازآن خارج و آنها که خارج هستند کوشش دارند که داخل شوند! * تا وقتي آدم ازدواج نکرده اورا غيرکامل مي خوانند، بنا براين معلوم مي شود که بعد از ازدواج کار آدم تمام است! * مرد و زن به خاطر اين ازدواج مي کنند که نمي دانند خودشان بايد با خودشان چه کار کنند! * تا قبل از ازدواج فقط مرگ مي تواند دو عاشق دلداده را ازهم جدا کند اما بعد از ازدواج تقريبا هرچيزي مي تواند سبب جدايي آنان شود! * جوانان بسيار خوبي را ديده ام که لياقت بهترين سرنوشت ها را داشتند اما تحت تاثير حماقت ذاتي خود يکسره به سوي مجلس عقد رهسپار شدند! * مرد بي زن هميشه پيراهنش پاره است و مردد زن دار اصلا پيراهن ندارد! * ازدواج براي کساني که تصور مي کنند صبح روز بعد از آن ، آدم ديگري مي شوند موضوعي نااميدکننده است. * مجردان بيشتر از متاهلين درباره زنان اطلاع دارند چون اگر نداشتند آنها هم ازدواج مي کردند! * تاهل يک کلمه نيست، يک جمله است و تمام ايراد قضيه همين است! *مرد با ازدواج روي گذشته اش خط مي کشد ولي زن بايد روي آينده خود خط بکشد. * مردي که درپي يک ازدواج موفق و شاد است بايد دهاني بسته و حساب بانکي پر و پيماني داشته باشد. * قبل از ازدواج، مرد قبل از خواب به حرف هايي مي انديشد که شما گفته ايد اما بعد از ازدواج ، مرد قبل از اين که شما حرف بزنيد به خواب مي رود! * هيچ گاه ازدواج نکردم چون سه حيوان خانگي داشتم که دقيقا نقش يک شوهر را به تناوب برايم ايفا مي کردند.يک سگ داشتم که هر روز صبح غرغر مي کرد.يک طوطي داشتم که تمام بعداز ظهر بدو بيراه مي گفت و يک گربه که هميشه دم دمهاي صبح به خانه بازمي گشت! * زنان با اين آرزو با مردان ازدواج مي کنند که مردان تغيير کنند... که نمي کنند. * خيلي بامزه است: هنگامي که زنان از ازدواج خود داري مي کنند اسمش را مي گذاريم عشق به استقلال اجتماعي اما وقتي مردان از ازدواج خودداري مي کنند به آن مي گوييم ترس از مسووليت اجتماعي! * اگر مي خواهي براي يک روز معذب باشي مهمان دعوت کن. اگر مي خواهي يک سال عذاب بکشي پرنده نگه دار واگر مي خواهي مادام العمر در عذاب باشي ازدواج کن! * ازدواج ، سطل آشغال احساسات است. |
Know the country from the driver
راننده ها در کشور های مختلف
____________ ______

مصر
____________ ______

انگلستان
____________ ______

افریقا
____________ ______

اسکیمو
____________ ______

آلمان
____________ ______

فرانسه
____________ ______

هندوستان
____________ ______

ژاپن
____________ ______

روسیه
____________ ______

مکزیک
براي اينكه بچههايتان را مدير مالي بار بياوريد
اين چهار ترفند مالي را امتحان كنيد
كافياست چند دلار پول به همراه چند فهم عمومي مالي به آنها بدهيد.
آيا ميخواهيد مطمئن شويد كه بچههايتان سرانجام بزرگسالاني با مديريت مالي قوي از كار درخواهند آمد؟
چهار آزمايش زير را انجام بدهيد:
توصيه ميشود اين شگردها را روي بچههايتان امتحان كنيد، درباره درسهايي كه بايد آموخته بشوند با آنها صحبت كنيد و بعد پنهاني كلاهتان را قاضي كنيد كه آيا خود شما اسير اين كلكهاي مالي شدهايد؟
1) بها دادن به امروز:
بچهها ميتوانند در بزرگسالي با پشتكار پول پسانداز كنند، به شرطي كه ياد بگيرند خواستههايشان را به تاخير بيندازند. با اين همه اين مهارت به آساني به دست نميآيد.
ميخواهيد بدانيد چرا؟ فرض كنيد پول توجيبي بچهها هفتهاي 5 دلار باشد. هفته بعد كه براي گرفتن پول توجيبي خود به سراغتان آمدند به آنها حق انتخاب بدهيد؛ يكي اينكه ميتوانند همان 5دلار هميشگي را همين الان دريافت كنند، يا 7دلار داشته باشند؛ يعني افزايشي 40درصدي، به شرطي كه بتوانند يك هفته صبر كنند.
?شلومو بنارتزي?، استاد اقتصاد دانشگاه كاليفرنيا در لسآنجلس ميگويد: ?اين به خواستههاي آني و لحظهاي مربوط ميشود. اينكه الان هيچ پولي نگيري جالب به نظر نميرسد بنابراين آنها احتمالا 5دلار را انتخاب خواهند كرد.?
اين لزوما به اين معنا نيست كه فرزندان شما همه پول توجيبيشان را يكجا ميخواهند. پروفسور بنارتزي كه يكي از موسسان گردهمايي مالي رفتاري نيز هست، ميگويد: ?اگر به بچهها پيشنهاد انتخاب بين 7دلار همين الان يا روزي يك دلار را بدهيم احتمالا بچهها مانند بزرگسالان روزي يك دلار را به مبلغ هنگفتي كه يك دفعه بهدست بياورند، ترجيح ميدهند.?
2) آهسته خرج كردن:
ما در مورد پول، بسته به نوع آن متفاوت فكر ميكنيم. براي مثال اگر قرار باشد پول را نقدا از جيبمان پرداخت كنيم خيلي بيشتر مواظب خرج كردن آن هستيم نسبت به زماني كه قرار باشد با كارت اعتباري خريد كنيم. براي تست كردن اين موضوع روي بچهها نوع پول تو جيبيشان را تغيير دهيد، يك هفته به آنها 5 تا يك دلاري بدهيد، هفته بعد يك اسكناس 5دلاري. احتمالا متوجه ميشويد كه اسكناس 5دلاري را آهستهتر خرج ميكنند.?دانانجي ناياكانكوپام? استاد بازاريابي در دانشگاه آيوا ميگويد: ?اينطور تصور ميشود كه اسكناس 5دلاري ارزش بيشتري دارد، ناراحتي ذهني جدايي ازاسكناس 5دلاري بيشتر از ناراحتي ذهني جدايي از 5 تا يك دلاري است.?بزرگسالان نيز همين گونهاند، پرفسور ناياكانكوپام به همراه دو همكار خود در پژوهشي كه در شماره مارس 2006 نشريه ?پژوهش مصرفكننده? منتشر شد، دريافتند اگر آدمها براي مثال يك اسكناس 50دلاري داشته باشند، تمايل كمتري به خرج كردن دارند نسبت به زماني كه 10 تا اسكناس 5دلاري داشته باشند.
تهيه فهرست خواستهها:
همه ما خواهان چيزهايي هستيم كه در فروشگاههاي بزرگ يا در تبليغات ديدهايم. گاهي آن چيزي را كه خواهانش بوديم، ميخريم و در نهايت سرخورده ميشويم. بعضي اوقات چند روز كه صبر ميكنيم اشتياق خريد ما از بين ميرود.
3)آيا ميخواهيد جلوي بدون دليل خرج كردن بچههايتان را بگيريد؟
به تدبيري كه توسط ?هيلان بيكر?- مشاور چاپ و تحليلگر مالي در ملبورن- استفاده شده توجه كنيد. زماني كه دو فرزند وي چيزهايي را كه ميخواستند نام بردند، خانم بيكر موارد را در دو فهرست خواستههاي مجزا نوشت. چند روز يا چند هفته بعد همراه دو فرزندش به سراغ فهرست رفت تا بررسي كند آنها چه مواردي را هنوز ميخواهند با پول تو جيبي خودشان بخرند يا به عنوان كادوي تولد يا عيدي دريافت كنند، خانم بيكر ميگويد: ?زماني كه آنها خيلي بچه بودند از منو شگفتزده ميشدند؛ چون گاهي حتي اسباب بازي بهخصوصي را كه سه شنبه شديدا ميخواستند در روز جمعه اصلا به ياد نميآوردند.?
4) پول خردها را براي خودت نگه دار:
به نظر ميرسد كه بچهها خواستههاي تمام نشدني دارند كه البته شوك مالي بزرگي به خانواده وارد نميكند. با اين همه خريد كردن هيچ هزينهاي برايشان ندارد چون پول پدر مادرها را خرج ميكنند.
ترفندي كه در اينجا بايد بكار ببريد اين است: كاري كنيد بچهها احساس كنند كه مشغول خرج كردن پول خودشان هستند. من اين را از دخترم ياد گرفتم، زماني كه هانا به اولين گردش علمي مدرسه رفت به او 5دلار دادم و گفتم بقيه پول رو برگرداند، او با كيفي پر از خرت و پرت و چند سنت پول بازگشت. در گردش بعدي باز هم 5دلار دادم، اما اين دفعه گفتم هر چقدر كه باقي ماند مال خودت باشد. او با 5دلار بازگشت. بعدا اين روش را روي هنري برادر كوچكتر هانا امتحان كردم، تقريبا مثل قبل موفقيتآميز نبود. فرصتهايي پيش ميآيد تا درباره پول صحبت كنيم، كه تا وقتي پدر و مادرها در اين زمينه افراط نكنند احتمالا چيز خوبي است. مير استاتمن، استاد امور مالي در دانشگاه سانتاكلارا در كاليفرنيا ? هشدار ميدهد: ?شما كه نميخواهيد فرزندانتان به يك روبات پول جمعكن تبديل شوند. خوب است كه بدانيم چه زماني پول را در قلك بيندازيم، اما اين هم خوب است كه بدانيم چه زماني پول را از قلك بيرون آوريم.?
|
به راستي علت افزايش شديد و بي سابقه نرخ تولد نوزاد پسر در 30 ساله اخير در جهان چه بوده است؟ جمعي از اساتيد و دانشجويان گرايشهاي آمار زيستي، جامعه شناسي و علوم طبيعي گرد هم آمده تا به بررسي برخي از اين دلايل بپردازند. افزايش نرخ تولد نوزاد پسر موجب پديد آمدن بسياري از مشکلات در جوامع کنوني گشته است. هم اکنون با وجود 8 سال جنگ تحميلي جامعه ايران با مشکل بيش از 1 ميليون پسر بيشتر نسبت به تعداد دختران آن هم تنها بين سنين 20 تا 30 سال مواجه بوده که اين رقم بسيار قابل توجه مي باشد. در صورت ادامه روند پسر زايي جامعه با مشکلاتي بسيار زياد رو به رو خواهد گشت و بسيار شايسته مي باشد که اين مشکل هم اکنون و به نحوي جامع مورد بررسي قرار گيرد. در ابتدا به ذکر علل ژنتيکي افزايش شديد پسر زايي در 30 ساله اخير اشاره خواهيم نمود. احتمال تشکيل جنين مذکر به مراتب بيش از احتمال تشکيل جنين مؤنث مي باشد. بر آورد محققان 120 جنين پسر در ازاي 100 جنين دختر مي باشد. پرسش اينست که آيا تمامي جنين هاي تشکيل يافته به راستي تبديل به نوزاد کامل شده و متولد خواهند شد؟ خير، در هيچ کجاي جهان به طور طبيعي نرخ تولد 120 پسر در ازاي 100 دختر نمي باشد. از نظر محتواي ژنتيکي يک جنين مذکر بسيار ضعيف تر از يک جنين مؤنث مي باشد، و آن بدليل دارا بودن يک مجموعه کروموزومي فعال مي باشد. حال آنکه هر جنين مؤنث داراي دو مجموعه فعال کروموزومي بوده و مقاومت آن نسبت به عواملي که جنين را در بدو تشکيل تهديد مي نمايند به مراتب بيشتر از مقاومت جنين مذکر مي باشد. به دلايل ذکر شده درصد بسياري از جنين هاي مذکر در همان ابتدا از ميان رفته در زمان تولد نسبت پسر به دختر رقمي است برابر با 104-107 نوزاد پسر در ازاي هر 100 نوزاد دختر. در اينجا به نکاتي شايان توجه در اين خصوص اشاره خاهيم نمود: تفاوت مادران جوان و مادران مسن در پسر دار و يا دختر دار شدن:
نقش مليت در پسر دار يا دختر دار شدن: آمار ها نشان داده اند که مادران چيني داراي بيشترين تعداد پسر مي باشند و مادران فيليپيني پس از آنها از لحاظ تعداد فرزند پسر در مقام دوم قرار دارند، در حالي که مادران سرخپوست داراي کمترين تعداد فرزند پسر مي باشند. نقش بيماري ها در تايين جنسيت جنين: تحقيقات نشان داده اند که ابتلاي زنان به برخي از بيماري ها مي تواند در تايين جنسيت جنين تأثير گزار باشد. به گفته محققين احتمال تولد نوزاد پسر از زنان مبتلا به بيماري هپاتيت نوع ب، 1،5 برابر بيش از زناني است که حامل اين ويروس نمي باشند. پروفسور اميلي اويستر، فارغ التحصيل دانشگاه هاروارد پايان نامه دوره دکتراي خود را بر روي ارتباط بيماري هپاتيت ب و نرخ تولد نوزادان به انجام رسانيد. تيتر پايان نامه پروفسور اويستر: هپاتيت ب و زنان ناپديد شده" بود. وي اظهار داشت که مي توان از علم بيولوژي براي پاسخگويي به اين معما که چرا تعداد دختران متولد شده تا اين حد کم شده است استفاده نمود. وي همچنين به مقاله آمارتيا سن Amartya Sen با عنوان: فقدان بيش از 100 ميليون زن More than 100 million Women are Missing اشاره داشت. آمارتيا سن در مقاله خود علل کمتر بودن تعداد زنان را دلايل اجتماعي ضد زنان بيان نموده بود، وليکن پروفسور اويستر به جنبه هاي بيولوژيکي اين پديده به زيبايي اشاره نمود. به گفته مجله معتبر ساينس ديلي: هپاتيت ب به تنهايي علت فقدان 40 درصدي زنان در آسيا مي باشد. به طور طبيعي و در تمام جهان نرخ تولد 104-107 پسر در ازاي هر 100 دختر مي باشد. استثناهايي نيزدر اين ميان به چشم مي خورند، از جمله سال 1946 ميلادي در آمريکا سالي بود که بيشترين تعداد تولد پسر را به خود ديد، در آن سال 105.9 پسر در ازاي هر 100 دختر متولد شدند. و سال 2000 سالي بود که کمترين نرخ تولد پسر ها را داشت. در آن سال 104.8 پسر در ازاي هر 100 دختر متولد شدند. نکاتي جالب در خصوص نسبت مرد به زن در رده هاي مختلف سني: در بدو تولد همانگونه که قبلا نيز ذکر شد تعداد پسران بين 104 تا 107 در ازاي هر 100 دختر مي باشد. در سنين زير 15 سال نيز نسبت پسر به دختر مشابه است با نسبت آنها در بدو تولد. پس از آن تا سن 35 سالگي همچنين تعداد پسرها بيشتر از تعداد دخترها مي باشد. اما نسبت 104-107 کمي کاهش مي يابد و اين بدان دليل است که مردان در اين سن احتمال فوتشان بر اثر حوادث کمي بيشتر از احتمال فوت زنان مي باشد که اين نسبت را به 103-105 در ازاي هر 100 دختر مي رساند. ** ** توجه داشته باشيد که در اينجا منظور از 100 دختر، 100 دختر "زنده" و نه ضررورتا 100 دختر "سالم" مي باشد. بدان دليل که نرخ ابتلاي دختران به برخي بيماري ها در سنين جواني و بين 15-35 سال به مراتب بيشتر از نرخ ابتلاي مردان به همان بيماري ها مي باشد. و اگر مي خواستيم تعداد دختران سالم را در اين معادله جاي دهيم تعداد به مراتب کمتر مي بود. مردان بيشتر مستعد بيماري هاي قلبي عروقي و برخي از انواع سرطان ها مي باشند و بدين ترتيب عمر متوسط مردان کوتاه تر از عمر متوسط زنان مي باشد. بدين ترتيب در سنين کهنسالي تعداد زنان (مسن) به مراتب بيش از تعداد مردان (مسن) خواهد بود. آمار ذکر شده در فوق براي تمام کشور ها صادق است جز کشور افغانستان که در اين کشور بر طبق آمار عمر متوسط زنان کمتر از عمر متوسط مردان مي باشد. در اينجا به آمار کشورمان نظر مي اندازيم: آمارهاي کشور ايران نشان مي دهند که نرخ تولد در کشور ما برابر است با 105 نوزاد پسر در ازاي هر 100 نوزاد دختر، که اين ميزان تا گروه سني 35 سال کمابيش به همين صورت مي باشد. در ايران هم اکنون (بر طبق آخرين آمار سال 2007) جمعيت مردان تا رده سني 65 سال بيش از جمعيت زنان مي باشد، و در رده سني 65 سال به بالا جمعيت زنان بيشتر از جمعيت مردان مي باشد. همچنين در کشور ما بر طبق آمار ها، طول عمر متوسط زنان 72 سال و طول عمر متوسط مردان 69 سال مي باشد. هم اکنون جمعيت مردان در ايران در حدود 1،600،000 (يک ميليون و ششصد هزار نفر) بيشتر از جمعيت زنان در ايران مي باشد. بديهي است که جمعيت دختران جوان کشورمان نسبت به پسران جوان به مراتب کمتر مي باشد به اين دليل که در سنين بالاي 65 سال قسمت عظيمي از جمعيت را زنان به خود اختصاص داده اند. آمار ديگر نقاط جهان: نرخ تولد به طور طبيعي بين 105 تا 107پسر در ازا هر 100 دختر مي باشد. حال آنکه در برخي از کشور هاي جهان نرخ تولد نوزاد پسر به مراتب بيشتر از نرخ تولد نوزاد دختر مي باشد. هم اکنون آمار تولد 113 پسر به 100 دختر در دو کشور چين و کره جنوبي، 110 پسر به 100 دختر در کشور تايوان، و 107 پسر به 100 دختر در ميان چيني هاي ساکن سنگاپور و مردم مالزي مي باشد. شايان ذکر است که بر اساس گزارشات منتشره توسط China Population Publishing House نرخ تولد در سال 2001 در کشور چين برابر بوده است با 117 پسر در ازاي هر 100 دختر. همچنين در سالهاي 1993 و 1994 ;121 پسر به ازاي هر 100 دختر در کشور چين به دنيا آمدند. بر طبق آمار ها تخمين زده ميشود که تا سال 2020 تعداد پسران جوان در کشور چين بيش از 35،000،000 (35 ميليون) و در کشور هند بيش از 25،000،000 (25 ميليون) بيش از تعداد دختران جوان در آن دو کشور باشد. که اين آمار ها مقامات چيني و هندي را به شدت نگران کرده است. همچنين در سال 2000 ميلادي سازمان ملل متحد در گزارشي اعلام داشت که تعداد زنان در جنوب قاره آسيا در حدود 79 ميليون (79،000،000) کمتر از جمعيت مردان در اين منطقه مي باشد. اخيرا در مقاله اي تحت عنوان "افزايش وحشتناک پسرها" ، دانشمندان هشدار داده اند که افزايش بيش از اندازه و شديد تعداد پسر ها در کشورهاي آسيايي مي تواند صلح جهاني را تهديد نمايد. در اين مقاله آمده است که هم اکنون جمعيت زنان در دو کشور چين و هند بيش از 100 ميليون کمتر از جمعيت مردان در اين دو کشور مي باشد. اين رقم که به "پديده فقدان زن" شهرت يافته است The phenomenon of missing women. براي اولين بار توسط آمارتيا سن مورد توجه قرار گرفت. |
فوق العاده مهم
ایرانیان به پا خیزند
سایت گوگل در اقدامی عجیب و با زیر پا گذاشتن قوانین سازمان ملل در سایت خود نام خلیج فارس را به خلیج عربی تغییر داده، اگر يك ميليون نفر اعتراض خودشون رو به اين آدرس بفرستند گوگل مجبور به برگرداندن خليج عربي به خليج فارس ميشه لطفا ساكت نشينيد اين خبر رو به اطلاع همه برسونيد
سایت گوگل در اقدامی عجیب و با زیر پا گذاشتن قوانین سازمان ملل در سایت خود به خلیج عربی تغییر داده، اگر يك ميليون نفر اعتراض خودشون رو به اين
چگونه این فرم را پر کنیم ؟
شما دوستان برای این که با این قسمت هیچ مشکلی نداشته باشید ما اموزش ان را نیز برای شما اماده کرده ایم تا بدون هیچ گونه مشکلی قادر به ارسال نظر خود باشید.
پس از کلیک بر روی لینک بالا در صفحه نمایش داده شده برای شما در پایین صفحه بر روی گزینه "click here to sign petition " سپس در صفحه ظاهر شده شما سه گزینه را مشاهده میکنید قسمت اول "Name " در اینجا اسم خود را وارد کنید در قسمت " Email Address " شما ایمیل خود را وارد میکنید و در قسمت سوم " Comments " عبارت only persion gulf را وارد کنید و در پایان بر روی گزینه " perview your signature " کلیک کنید.
دوستانی که وبلاگ یا وب سایت دارند حتماْ این گزارش رو در صفحه اصلی وبسایتشون بزارن و دوستان دیگر هم از طریق فرستادن این متن به ادد لیستهای خود تلاش کنند تا امضای بیشتری جمع بشه.
تا این لحظه حدوداْ ۳۰۰ هزار نفر امضا کردن که باید این عدد به یک میلیون (۰۰۰/۰۰۰/۱) نفر برسه.
با تشکر از پدرام که با شرح کامل این متن رو برای من فرستاد
|
||
|